[ و از نوف بکالى روایت است که شبى امیر المؤمنین ( ع ) را دیدم از بستر خود برون آمده نگاهى به ستارگان انداخت و فرمود : نوف خفته‏اى یا دیده‏ات باز است ؟ گفتم دیده‏ام باز است . فرمود : ] نوف خوشا آنان که دل از این جهان گسستند و بدان جهان بستند . آنان مردمى‏اند که زمین را گستردنى خود گرفته‏اند و خاک آن را بستر . و آب آن را طیب . قرآن را به جانشان بسته دارند و دعا را ورد زبان . چون مسیح دنیا را از خود دور ساخته‏اند و نگاهى بدان نینداخته . نوف داود ( ع ) در چنین ساعت از شب برون شد و گفت این ساعتى است که بنده‏اى در آن دعا نکند جز که از او پذیرفته شود ، مگر آن که باج ستاند ، یا گزارش کار مردمان را به حاکم رساند ، یا خدمتگزار داروغه باشد ، یا عرطبه طنبور نوازد ، یا دارنده کوبه باشد و آن طبل است . [ و گفته‏اند عرطبه ، طبل است و کوبه ، طنبور . ] [نهج البلاغه]

آقای بهجت و شهرام جزایری!

ارسال‌کننده : نمازگزار در : 86/7/4 1:39 صبح

به نام خدا

حجت‌الاسلام غلامی، از اعضای سابق دفتر حضرت آیت‌الله بهجت(دامت‌برکاته) نقل کرده‌است: «روزی شهرام جزایری، بر اساس ارتباط‌هایی که ایجاد کرده‌بود از فرزند آیت‌الله بهجت(دامت‌برکاته) درخواست ملاقات با آقا را داشت. اما وقتی این جریان به اطلاع حضرت آیت‌الله بهجت(دامت‌برکاته) رسید وی مخالفت کرد».
شهرام جزایری با طراحی ترفندی، روزی به مقابل مسجد حضرت آیت الله بهجت(دامت‌برکاته) در قم می روند تا وقتی که حضرت آقا از نماز فارغ می شوند، از فرصت استفاده‌ کنند و وارد دفتر یا منزل آقا شوند و ملاقاتی انجام دهند. به همین منظور بیرون مسجد منتظر می‌مانند تا نماز تمام شود و آقا از مسجد بیرون بیایند.

حضرت آیت الله بهجت(دامت‌برکاته) همیشه سرشان پایین است و به کسی نگاه نمی‌کنند. وقتی از مسجد خارج شدند، یکی از دوستان و نزدیکان شهرام جزایری به آیت الله بهجت(دامت‌برکاته) نزدیک شد و به آقا گفت: حضرت آیت الله؛ آقای شهرام جزایری از تجار خیر تهران(!!!) هستند و فعالیت‌های خیریه فراوانی انجام می‌دهند و برای عرض ارادت و دست‌بوسی خدمت رسیده‌اند، در این هنگام آقا سر مبارک را بالا‌گرفتند و به شهرام جزایری نگاهی کردند و فرمودند:

«برو و از کارهای خیری که انجام داده ای توبه کن!»

یاعلیالتماسدعا

منبع: وبلاگ سوزن بان




کلمات کلیدی : آقای بهجت، شهرام جزایری